پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

404

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

برگماشت . و فرمان فوق العاده بيرون داد كه شهريان از شهر بيرون نروند و از هر سوى زمينهاى شهر را كنده خندقهايى پديد آورد و در همه كوچه‌هاى شهر تير نصب كرده بندها ساخت مگر در دو كوچه كه به سوى كنار دريا مىرفت . بدينسان در مدت سه روز با همه‌گونه آسانى سپاهيان خود را در كشتيها نشاند و سپس علامتى نشان داده همه سپاهيان روى ديوارها را به سوى كشتيها خواند و آنان به چابكى روانه شدند و به كشتيها پذيرفته گرديدند . قيصر از اينكه ديوارها را تهى ديد دانست كه پومپيوس با سپاه روانه گرديده و اين بود از دنبال او شتاب گرفت ، ولى در گرماگرم شتاب ناگهان به بندها و خندقها دچار گرديده مردم شهر چون او را در خطر مىديدند به رهنمايى برخاستند و او از آن راه برگشته و گرد شهر چرخى زده به بندرگاه رسيد ولى در آنجا همه كشتيها را ديد كه روانه شده‌اند مگر دو كشتى كه بازمانده بود و در ميان آنها چند تن سپاهى بيش نبود . بسيارى چنين پنداشته‌اند كه اين سفر پومپيوس بدانسان كه گفتيم يكى از كارهاى مهم لشكركشى به شمار است . ولى خود قيصر سخت در شگفت شد كه كسى كه شهرى را بدانسان استوار گردانيده بندرهاى دريا را هم در دست داشته و از آن سوى چشم به راه لشكرهايى بوده كه از اسپانيا برسد بااين‌حال چگونه آن شهر را رها كرده و به جاى ديگرى سفر نموده ؟ سيسرو هم از او نكوهش كرده مىگويد زمينه بيشتر مانند زمينه كار پريكليس « 1 » بود نه مانند و زمينه كار ثميستوكليس « 2 » بااين‌حال او از رفتار ثميستوكليس پيروى نمود . به‌هرحال اين موضوع آشكار گرديد و قيصر نيز با كارهاى خود آنان را ثابت نمود كه او از دير كردن سخت بيمناك بوده . زيرا او چون نوميريوس « 3 » دوست پومپيوس را دستگير كرده بود وى را به عنوان فرستادگى نزد پومپيوس فرستاد و چنين پيام داد كه قرارى از روى برابرى در ميانه داده با هم آشتى كنند . ولى نوميريوس هم همراه پومپيوس سفر كرد . بدينسان قيصر در مدت شصت روز خداوند سراسر ايتاليا گرديد بىآنكه خونى بريزد و با آنكه بسيار مىخواست از دنبال پومپيوس برود از نبودن كشتى چنان كارى نتوانست و اين بود

--> ( 1 ) . يكى از بزرگان و سرداران آتن و داستان جنگ او معروف است . ( 2 ) . سرگذشت او در بخش يكم آورده شده . ( 3 ) . Numerius